ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

کتاب قصه ی ثنا طلا

1390/10/2 23:02
نویسنده : مامانی
1,809 بازدید
اشتراک گذاری

ثنای خلاق و باهوشniniweblog.com

 

بالاخره بعد از چند روز و با همکاری شما و من،به قول معروف کتابت منتشر شد.niniweblog.comتوی یکی از پستهای قبلی،متن قصه ت رو نوشتم و قرار بود که وقتی کتابت کامل شد،عکسهاش رو بزاریم.البته تو درست کردن کتاب،خودت هم کلی ایده دادی.عزیز دلم ،چقدر ذوق و شوق داشتی این چند روزی رو که با هم کار کردیم.فکر کنم امشب خوابت نبره.همش میگی:کی شنبه میرسه تا کتابم رو ببرمو نشون بچه ها بدم و خانم مربی براشون بخونه.تا حالا فقط سه نفر از بچه ها کتاب آوردن و به قول خودت،کتاب شما از اونا خیلی قشنگتر شده.niniweblog.comراستی روز چهارشنبه براتون جشن یلدا گرفته بودن و ازتون عکس هم گرفتن.امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشی عزیزم.من و بابا هم تمام تلاشمون رو برای خوشحال شدنتون میکنیم.niniweblog.com

 

ادامه ی عکسهای صفحات کتاب رو حتما ببینید

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (32)

مامان ریحانا
3 دی 90 3:07
سلام
باز شما مادر و دختر خوش ذوقی کردید
خیلی قشنگ بود من که کلی کیف کردم
دست خط رو داشته باش
عکسای آخری هم سایتون افتاده بود نتونستم بخونم
نقاشی رو هم خودتون کشیده بودید ؟


ممنونم که همه رو دیدی.دست خط هم مال من بید.مجبور بودم درشت بنویسم.نقاشیها رو هم همینطور.البته با کمک ثنا جون
مامان زینب
3 دی 90 7:45
خیلی جالب بود
بعد این نوشته ی داستان یا همون موضوعش رو هم خود ثنا جون گفت؟



اره.ثنا تا حالا خیلی قصه گفته .خوشبختانه بااستعداده و راجع به هر چیزی یه قصه میگه.ولی تا حالا من تنبلی کردم و ندادم جائی که چاپ بشن
مامان سارا
3 دی 90 8:24
وااااااااااااااااي عزيزم چقدر كار قشنگي كرده
خيلي خوبه ثنا جون خيلي خوب عالي بوووووووووود
آفرين به تو دختر نمونه


ملسی خاله جونم
فهیمه مامان پرهام
3 دی 90 12:48
سلام عزیزم
داشتم توی کامنتام نگاه می کردم ببینم کسی رو فراموش کردم یا نه؟ که دیدم بله، چند تائی هست کامنت از دوستانی که من بی معرفتی کردمو بیشتر نرفتم پیششون، می دونم که باید زودتر می یومدم، ببخش عزیز
دخترای گلتو ببوس راستش نمی تونم پستت رو بخونم چون پرهام حال نداره، اما دیدم این کامنت هی داره به تعویق می افته، گفتم بذار همین الان بیام و بنویسم، فقط از عکس فهمیدم که مادر و دختر هنر مندن
تبریک میگم
با افتخار لینکتون می کنم و امیدوارم دوستای خوبی باشیم


سلام خانومی.ممنونکه بالاخره سراغی ازمون گرفتی.خیلی وقته که لینکتون کردم و منتظرتون بودم.منم امیدوارم دوستای خوبی باشیم
خاله مهتاب
3 دی 90 13:40
ای جوووووووووونـــــــــــم دخمل هنرمنــــــــــد

بـــه افتخــــــــــارش بزن اون دســــــــت قشنــــــــــگه روووو


هوووووووووورررررررررراااااااااااااااااااا


ملسی خاله جونم.
عمه نرگس
3 دی 90 16:35
من اولم!!!!
عزیزم داستانت محشر بود امیدوارم این شروع کارهای بزرگ و بزرگ و برزرگترت باشه


ممنونم عمه جونی
مامان علیا
3 دی 90 16:56
خییییییییییییییییلی خوشمل ثناجونم ماشالله به شما دخترگلم
مامان علیا
3 دی 90 16:58
راستی ثنا جون
اسم آبجی من یعنی خالهی علیا (ثنا)ست
ولی با یه تفاوت.
با سین(س)نوشته میشه(سنا)


چه جالب.سنایعنی روشنائی و ثنا یعنی حمد و سپاس
فهیمه مامان پرهام
4 دی 90 1:47
بخدا ندیده بودم که لینکمون کردی
فهیمه مامان پرهام
4 دی 90 1:53
از خواب دارم می میرم اما نگهبان تب پسرک تبدارمم
همش یادتون می افتادم اما فرصت نمیشد بیام باور کن... از دست این دوستان ناباب که وقتی برام نمی مونه
باور کن به خیلی از دوستام دیر به دیر سر می زنم از دست این رفقای ....
الان میرم و پستت رو که گفتم نخوندم... می خونم


حالا اکشال نداله خواهر.بخواب فردا هم روز خداست


فهیمه مامان پرهام
4 دی 90 2:37
ما که لینک نیستیم خواهر


اِههههههههههههههههههههههه؟!جدی میگی؟پس من ادرستون رو از کجا میاوردم و هی بهتون سر میزدم؟
آهان تقصیر ننه ی زینبه.حواس برا آدم نمیزاره
مامان شایان و داداشی
4 دی 90 8:48
هزار آفرین به ثنا گلی نویسنده کوچولوی خوشگلمون
مامان سارا
4 دی 90 10:56
ميگم نقاشيهاشو كي براش كشيده؟


خودم عزیزم
خاله جون
4 دی 90 15:56
سلام گلم ماشالله هزارماشالله به ثناجونم ایییییییییییییییییییییییول
mamani helena
4 دی 90 23:04
afarin be in mamano dokhtare khosh zogh
مامان اسرا واسما
5 دی 90 7:24
اییییییییی جونم عجب مامان ودختر هنرمندی
مامانی فری
5 دی 90 9:45
عکسهای شب یلدارو گذاشتم منتظر نظرتون هستم
mamani helena
5 دی 90 18:03
salam azizam biya pishemon akse bachegimo gozashtam
مامان سارا و اميرمحمد
6 دی 90 3:45
ماشاءا... به ثنا خانوم خوش ذوق و زرنگ و مامان مهربونش .


شما لطف دارید
مامان اميرحسين
6 دی 90 22:12
خيلييييييييييييي قشنگ بود نقاشيهاي كتاب ثنا هم خيلي با حال بود دست مادر دختر درد نكنه ايشالا هميشه ثنا موفق باشه من كه خيلي خوشم اومد هم از داستان هم نقاشيها


ممنونم خانومی
مریم -----------♥
7 دی 90 16:55
خیلی قشنگـــ بود
مریم -----------♥
7 دی 90 16:56
ماشاالا همشهری
مامان حنا
7 دی 90 17:20
سلام خانومی
ماشالله چه دختر بااستعدادی داری
ثنا خانوم آفرین به شما موفق باشی عزیزم
خیلی خوبه شرایطی فراهم بیارید تا استعداداش بیشتر شکوفا بشه


سلام.ممنونم از لطفتون
مامان زینب
7 دی 90 19:00
به نظر من قصه هاشو جدی بگیر درسته حوصله میخواد صبر میخواد پشتکار میخواد ولی تو که همشو داری


همه رو دالم وقتشو ندالم
نازنين
8 دی 90 16:57
خيلي قشنگ بود عزيزم.آآآآآآآآآآآآآآآآفرين لذت بردم از كتاب به اين قشنگي و اين همه سليقه و استعداد.موفق باشي گلم.


مرسی
مامان طهورا
10 دی 90 1:17
باریکلا...چه خوش سلیقه.چقدر قشنگ شده...
مامان ریحانا
10 دی 90 1:37
سلام
خوبید کجایید بازم مسافرت
کم پیدایی؟


سلام.اره مسافرتیم
مامان سارا
10 دی 90 13:52
خاله جون
10 دی 90 17:52
مامان حنا
11 دی 90 10:29
سلام خانومی آپم پیش منم بیا ممنون
مامان ماهان عشـــــــــ❤ــق
13 دی 90 16:12
خيلييييييييييييي قشنگ بود